اطلاع‌رسانی کارگاه‌های طرحواره درمانی معتبر در روان رویداد

«روان رویداد»، گروهی‌ست که به دلیل اهمیت آموزش‌های روان‌شناختی در دو سطح عمومی و تخصّصی در جامعه، سعی دارد تا به عنوان مرجعی قابل اعتماد، جهت معرّفی معتبرترین کارگاه‌های روانشناسی ، همایش‌ها و سمپوزیوم های روانشناسی و نشست‌های روان‌شناسی به علاقه‌مندان و جامعه‌ی تخصّصی روانشناسی کشور عمل کند. در واقع، کار «روان رویداد»، اطّلاع‌رسانی تخصّصی رویدادهای روانشناسیِ مورد تأیید سازمان نظام روانشناسی کشور و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین، رویدادهایی که توسط اساتید معتبرترین دانشگاه‌های کشور، رهبری می‌شوند، از طریق تارنمای روان رویداد (http://psychevent.ir) و کانال‌ اطلاع‌رسانی در شبکه‌های اجتماعی است. از جمله رویدادهایی که از این پس می‌توانید اخبار آن را از «روان رویداد» دنبال کنید، «کارگاه‌ طرحواره درمانی» است. در این جستار، به طور کلّی با این رویکرد آشنا می‌شوید.

کارگاه طرحواره درمانی

کارگاه طرحواره درمانی چیست؟

کارگاه طرحواره درمانی (یا به بیان صحیح‌تر، درمان شناختیِ متمرکز بر طرحواره)، رویکردی یکپارچه برای درمان است که بهترین جنبه‌های شناختی-رفتاری، تجربی، درون فردی و تراپی‌های روانکاوی را در یک مدل متّحد، ترکیب می‌کند. درمان شناختی متمرکز یا طرحواره درمانی، تا کنون نتایج قابل توجّهی را در کمک به مردم در تغییر الگوهای منفی (ناهنجاری) که مدّت‌ها با آن زیسته‌اند نشان داده است، حتّی اگر سایر روش‌ها و تلاش‌هایی که تا پیش از این برای درمان داشته‌اند، شکست خورده باشد.

مدل Schema-Focused یا کارگاه طرحواره درمانی، نخستین بار توسط دکتر «جِف یانگ»، که همکار نزدیک دکتر «آرون بِک»، بنیانگذار تراپیِ شناختی بود، توسعه داده شد. در این رویکرد، طرح‌هایی که هدف درمان قرار می‌گیرند عبارتند از الگوهای شکست‌خورده و منفی‌ مدیدی که معمولاً از سال‌های اوّل زندگی، به دلایل مختلف در نهاد فرد شکل گرفته‌اند. الگوهایی که به طور مداوم، با انتقال افکار و احساسات منفی و مبتنی بر حسّ ناکارآمدی، در فرد تکرار شده‌اند و موجب ایجاد موانع درونی برای رسیدن به اهداف، برآوردن نیازها و جلوگیری از پیشرفت در عرصه‌های مختلف در فرد شده‌اند.

نمونه‌هایی از این طرحواره‌ها یا الگوهای منفی شکل گرفته به صورت باور فرد عبارتند از: «من غیرقابل تحمّل هستم»، «من شکست‌خورده‌ام»، «کسی به من اهمیت نمی‌دهد»، «من مهم نیستم»، «قرار است اتّفاق بدی بیفتد»، «مردم از من فاصله می‌گیرند»، «من هیچ‌وقت قادر به رفع نیازهای خودم نیستم»، «من هیچ‌وقت به اندازه کافی خوب نیستم» و باورهایی از این قبیل.

هرچند اغلب طرحواره‌ها یا الگوهای منفی؛ معمولاً در اوایل زندگی (دوران کودکی یا نوجوانی) ایجاد شده و رشد می‌کنند، در بزرگسالی هم امکان ایجاد آن‌ها وجود دارد. این طرحواره‌ها از نظر رفتاری در قالب سبک‌های «مقابله با طرحواره»، «جلوگیری از طرحواره» و «جبران طرحواره»، نهادینه می‌شوند. کارگاه طرحواره درمانی، برای کمک به فرد، برای شکستن این الگوهای منفیِ نگرش و تفکّر، احساس و رفتار، که اغلب بسیار پایدار هستند، طرّاحی شده و گزینه‌های سالم‌تری را برای جایگزینی آن‌ها توسعه می‌دهد.

کارگاه طرحواره درمانی

کارگاه‌ طرحواره درمانی سه مرحله دارد؛ نخست، فاز ارزیابیِ طرحواره‌هایی است که در طول جلسه اوّل شناسایی شده‌اند. برای دریافت یک تصویر شفّاف از الگوهای مختلف، در این مورد می‌توان از پرسشنامه‌ها نیز استفاده کرد. بعد از آن، فاز آگاهی عاطفی و تجربی است، که در آن بیماران، با طرحواره‌ها ارتباط برقرار می‌کنند و یاد می‌گیرند که چطور آن‌ها را در زندگی روزمره‌ی خودشان کشف کنند.

مرحله‌ی سوّم در کارگاه طرحواره درمانی، مرحله‌ی تمرکز بر تغییر رفتار است که فرد یاد می‌گیرد به طور فعّال، افکار و رفتارهای منفی که برایش عادت شده‌اند، با گزینه‌های شناختی و رفتاریِ سالم جایگزین کند.

انواع طرحواره‌ها

در کارگاه طرحواره درمانی عموماً طرحواره‌هایی از این دست، بررسی و تحت فرآیند درمان قرار می‌گیرند:

احساس رهاشدگی یا  عدم ثبات – به معنی عدم اطمینان فرد از دریافت پشتیبانی از اطرافیانش است. به بیان دیگر، شامل احساسی می‌شود که می‌گوید دیگران، دیگر قادر به پشتیبانی و اتصال عاطفی یا حمایت از او نیستند، به این خاطر که یا از نظر عاطفی، بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی‌، غیر قابل اعتماد یا دمدمی مزاج هستند؛ یا به این خاطر که آن‎ها زود می‌میرند،‌ یا این‌که بیمار را به نفع شخص بهتری، ترک خواهند کرد.

سوءظن و بدرفتاری – فرد، رفتارهای نامطلوب دیگران را ناشی از غفلت شدید یا دشمنی و قصد وارد کردن آسیب به خودش تعبیر می‌کند. همیشه فکر می‌کند که دیگران در حال سوءاستفاده، تحقیر، تقلّب و دروغ گفتن به او هستند.

محرومیت عاطفی – فرد حس می‌کند مطلوبیت کافی را برای برخورداری از همراهی عاطفی دیگران ندارد. این احساس به سه شکل بروز می‌کند؛ الف) حس محرومیت از ابراز علاقه فیزیکی، عدم برخورداری از توجّه، محبّت، گرمی یا همراهی. ب) محرومیت از همدلی، عدم درک شدن و شنیده شدن. ج) محرومیت از حفاظت و حمایت، محرومیت از راهنمایی و قدرت دیگران.

احساس شرم و عدم تاثیرگذاری- در این حالت، فرد ممکن است همیشه نسبت به انتقاد، سرزنش و عدم تأیید از جانب دیگران احساس خطر کند، یا از این‌که معایب و کمبودهایش برملا شود احساس شرم داشته باشد.

احساس ایزولاسیون یا انسداد اجتماعی- فرد فکر کند با همه فرق دارد، از همه‌ی دنیا جدا افتاده یا بخشی از گروه یا جامعه نیست.

وابستگی و بی‌کفایتی- باور فرد این باشد که بدون کمک دیگران قادر به اداره‌ی صحیح مسئولیت‌های روزمره‌ی خود نیست.

آسیب‌پذیری در مقابل صدمه یا بیماری– ترس همیشگی و بیش از حدّ از این‌که فاجعه‌ای غیرقابل جبران در پیش است که کسی قادر به جلوگیری از آن نیست؛ فاجعه‌ای مثل یک بیماری سخت، رفتن عزیزترین افراد زندگی، یا فاجعه‌های بیرونی مثل زلزله یا سقوط هواپیما.

و البته موارد دیگری از نگرش‌های منفی از این قبیل، که تا کنون ۱۸ مورد از آن‌‌ها شناسایی شده است. از آن‌جا که ممکن است افراد سودجو و غیرمتخصّص یا روانشناسان کم‌تجربه، اقدام به برگزاری کارگاه طرحواره درمانی مختلفی کنند، شما می‌توانید به منظور تشخیص رویدادهای معتبر در این زمینه، از سایت و امکانات اطلاع‌رسانی «روان رویداد»، نسبت به دوره‌های معتبر و تأییدشده‌ی کارگاه طرحواره درمانی، تاریخ و محلّ برگزاری این دوره‌ها و حتّی اساتید کارگاه‌ها، کسب اطّلاع کنید.