مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره احیاء ( شعبه ی هروی) برگزار می کند:
استاد : جناب آقای دکتر پرویز شریفی درآمدی —
رتبه علمی: استاد تمام و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی —
زمان: پنجشنبه ۹۶/۱۰/۷ —
از ساعت ۱۰تا۱۸–
همراه با ارائه ی گواهی معتبر از مرکز احیاء زیر نظر سازمان نظام روان شناسی در همان روز و تخفیف ویژه برای دانشجویان —
پذیرایی : ناهار و میان وعده–

دانشجویان پس از گذراندن دوره های آموزشی می توانند بعنوان دستیار در مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره احیاء (میدان هروی) فعالیت نمایند و تجربه کسب کنند —
آدرس : پاسداران – میدان هروی- پیچ شمس آباد- (استاد حسن بنا) – مجتمع یاس- پلاک۸۳۵- واحد۳- مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره احیا / هروی —
تلفن ثبت نام :۲۲۳۳۶۲۴۱ – ۰۹۱۹۸۳۴۵۰۸۱ —

act

با همکاری نمایندگی رسمی بنیاد جهانی ACT در ایران :

زوج درمانی با ACT–

تاریخ دوره : دی ماه ۱۳۹۶ —

مدت دوره : ۲۴ ساعت —

مدرس: دکتر میلاد خواجه پور —

هزینه : ۳۵۰ هزار تومان —

تلفن ثبت نام : ۰۹۱۵۳۰۵۴۷۳۸ —

www.khanehravanshenasi.ir

ACT

ویژه کودک و نوجوان —

برگزارکننده: مرکز مشاوره پرتو توحید–

مدرس: دکتر اکرم دهقانی–
متخصص روانشناسی بالینی و استادیار دانشگاه، دارای پروانه اشتغال از نظام روانشناسی —

زمان: ٧ و٨ دی ماه —

مبلغ سرمایه گذاری١٧٠–

مدرک معتبر و قابل ترجمه–

آکادمی آموزش و کارگاهها: ٣۶٢۵۵١۴١-٠٣١ – ٠٩١٣۴٧٣١۶٢٧ —
رزرو ارسال عدد٧ به١٠٠٠٢۵٢٧ –

act

مدرس: آقای دکتر داوود هزاره ای —

تاریخ برگزاری : ۸ و ۱۵ دی ماه —

تلفن ثبت نام : ۰۹۱۹۸۲۰۳۱۴۲-۰۹۱۹۹۶۳۲۸۹۵-۸۸۹۸۳۵۰۳

کارگاه act

مدرس : دکتر حسن حمیدپور —
زمان: ۱۴ و ۱۵ دی —
پایان مهلت ثبت نام : ۱۲ دی ماه —

تلفن ثبت نام : ۴۲۹۲۰-۰۲۱ —

www.modat.ac.ir

پذیرش و تعهد

مدرس: دکتر اکرم دهقانى

زمان برگزاری : ٢٣ و٢۴ آذرماه،

هزینه :  ١٩٠ تومان

رزرو: ارسال عدد٧ به ١٠٠٠٢۵٢٧

کارگاه آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و آگاهی ACT

act

رویکرد ACT چیست ؟

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) این پیام اصلی را دارد : قبول آنچه خارج از کنترل شخصی شما است و متعهد به اقداماتی که زندگی شما را بهبود می بخشد و غنی می کند.
هدف ACT این است که به حداکثر رساندن پتانسیل انسانی برای یک زندگی غنی، کامل و معنی دار. ACT (که به عنوان کلمه عمل می شود، نه به عنوان حروف اول) این را با:

الف) توانایی های روانشناختی خود را به منظور مقابله با افکار و احساسات دردناک خود به طور موثر – به طوری که آنها تاثیرات بسیار کمتری بر روی شما دارند (این به عنوان مهارت ذهنی شناخته می شود).

ب) کمک به شما برای روشن کردن آنچه که واقعا ارزشمند و معنی دار برای شما است – از جمله ارزش های خود – پس از استفاده از این دانش برای هدایت، الهام بخشیدن و انگیزش شما برای تغییر زندگی خود را برای بهتر است.act

پیشرفت رفتار درمانی را می توان به سه دوره رفتار درمانی سنتی، درمان های شناختی – رفتاری و رویکردهای زمینه گرا خلاصه کرد. در دوره اول، تبیین و درمان اختلالات روانی مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک و عامل بود. در اواخر دهه ۶۰ رفتار درمانگران کم کم از مفاهیم تداعی ساده یادگیری دست کشیدند و به مفاهیم شناختی روی آوردند. به نظر می رسید خطاهای شناختی خاصی، در ایجاد و تداوم مسائل روانی نقش دارند و پژوهش ها مستقیماً اقدام به شناسایی این خطاها و روش های مورد نیاز برای اصلاح آنها کردند. در حقیقت در موج دوم، افکار غیر منطقی، طرحواره های شناختی آسیب زا، یا سبک های غلط پردازش اطلاعات، شناسایی و اصلاح می شوند، درست همانطور که در موج اول، اضطراب با تن آرامی جایگزین می شود.

اما موج سوم رفتار درمانی به طور خاصی به زمینه و کارکردهای پدیده روانشناختی حساس است، نه فقط به شکل و محتوای آنها و بنابراین علاوه بر راهبردهای مستقیم و آموزشی تر، بر راهبردهای تغییر زمینه ای و تجربه ای نیز تأکید دارد.

در این رویکرد برشکل یا فراوانی شناختاری مزاحم و مسأله ساز تأکیدی نمیشود، و به جای آن تمرکز بر زمینه شناختی و راهبردهای مقابله ای مربوط به این شناختارها می باشد و بر ارتباط با لحظه کنونی تأکید بیشتری شد. همچنین جهت درمان از تغییر افکار و باورها به زمینه روان شناختی که شناخت در آن رخ می دهد تغییر کرده است.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درمانی یکی از الگوهای درمانی بسط یافته اخیر است که فرایندهای درمانی کلیدی آن شامل:

۱- پذیرش : یا تمایل به تجربه درد و یا دیگر رویدادهای آشفته کننده بدون اقدام به مهار آنها

۲- عمل مبتنی بر ارزش یا تعهد توام با تمایل به عمل به عنوان اهداف معنی دار شخصی.

پذیرش و تعهد درمانی در سال ۱۹۸۶ توسط استیون هایز ایجاد شد. این روش قسمتی از موج سوم درمان های رفتاری است و به دنبال موج دوم این درمان ها از قبیل درمان شناختی – رفتاری پدید آمد. مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد با یک برنامه تحقیقی تحت عنوان نظریه ی نظام ارتباطی (RFT) در ارتباط است. مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد در میان یک چهارچوب نظری وفلسفی توسعه پیدا کرده است. پذیرش و تعهد درمانی یکی از برنامه هایی است که شواهد تحقیقاتی خوبی پشتوانه آن است. این روش با رویکرد زمینه گرایی ارتباط دارد که میراث پراگماتیسم است. زمینه گرایی رویدادهای روانشناختی را به عنوان مجموعه تعاملات در حال انجام بین ارگانیسم و زمینه های تعریف شده براساس موقعیت و پیشینه ارگانیسم در نظر می گیرد.

هدف روش پذیرش و تعهد درمانی ایجاد انعطاف پذیری روانشناختی است که به عنوان توانایی تغییر یا پایداری با طبقات رفتارهای عملکردی که از طریق اهداف تحقق یابند، تعریف شده است. در پذیرش وتعهد درمانی مراجع را تشویق می کنند تا احساسات و  افکار ناخوشایند و ناراحت کننده اش را بپذیرد. همچنین باید زمینه ای را که رفتار در آن رخ می دهد و عملکردی که در خدمت آن است را در نظر داشته باشند.

فرایند مشاوره مبتنی برپذیرش و تعهد

هدف مشاوره رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد کاهش علائم پریشانی در فرد نیست اگر چه انتظار می رود که علائم کاهش یابد که به عنوان یک نتیجه از درمان موفقیت آمیز می باشد، مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد برای درمان و انتقال مفاهیم اساسی اش از استعارات ساخته شده و تمرینات تجربی استفاده می کند که از جمله توجه آگاهانه به حال، تمرین پذیرش، تصریح کردن ارزشها و اهداف و استفاده از استعاره می باشد.

مکانیزم مشاوره در این رویکرد همان کاهش اجتناب تجربی (افزایش تمایل/ پذیرش تجربه) و کاهش آمیختگی شناختی است. فرایند مشاوره در شش حوزه اصلی تنظیم می شود: درماندگی خلاق، کنترل مسأله است، خود به عنوان زمینه/ گسلش، تمایل تجربه ای، انتخاب و ارزش ها آنچه در ادامه به توضیح بیشتر پرداخته شده است.

درماندگی خلاق: چالش با برنامه کنترلها

مراجعین مبتلا به اختلالات تقریباً همیشه به منظور دریافت کمک از درمانگر برای کنترل اضطراب، سراغ درمان می آیند. فرض رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر این است که کنترل اضطراب اغلب مسأله ساز است. درمانگر رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد برای نشان دادن این تناقض از تجربیات مراجع استفاده می کند. وی می تواند با بررسی موارد زیر به این هدف برسد:

۱-      هدف مراجع در خصوص اضطراب، چه بوده است؟

۲-      برای رسیدن به این اهداف چه تلاش هایی کرده و از چه راهبردهایی استفاده نموده است؟

۳-       کدام راهبردها موفق بوده است؟

 مراجعان کارهای زیادی برای خلاصی از اضطراب انجام داده اند. آنها از موقعیت هایی که برانگیزاننده اضطراب است اجتناب کردند مثل مکان های عمومی، سعی کردند با خودشان در مورد چیزهایی غیر از اضطراب صحبت کنند مثلاً «می توانم این را مدیریت کنم» یا «خیلی هم اوضاع بد نیست، آرام باش» از دیگر درمانگران و نیز کتابهای خود یاری استفاده کردند، خیلی از آنها دارو مصرف کرده و برخی دیگر نیز سعی کردند از داروهای غیر قانونی و الکل برای آرام کردن خودشان استفاده کنند. همه اینها تحت عنوان راهبردهای کنترل جمع بندی می شوند.

وقتی سوال می شود که این تلاش ها چقدر موثر بوده اند پاسخ ها متفاوت است، اما همه پاسخ ها به صراحت حاکی از آنندکه این روش ها در بلندمدت موثر نیستند. اگر این روش ها موثر بودند مراجع نیاز به درمان نداشت چون با این روش ها به هدفش می رسید. برخی راهبردهای کنترلی وجود دارند که می توانند بلافاصله اثربخش باشند، اما این راه حل ها بیشتر از خود اضطراب مسأله هستند. در اینجا هدف این نیست که مراجع متقاعد شودکه اضطراب را نمی توان کنترل کرد، بلکه هدف این است که مراجع ببیند که آنچه برای کنترل اضطراب انجام می داده (یعنی خلاصی از اضطراب)، موثرند نبوده اند (یعنی درماندگی) وقتی مراجع می پذیرد که تلاش برای کنترل اضطراب موثر نبوده است، درمانگر استعاره اصلی رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد را معرفی می کند که الگوی موثرتری برای موقعیت فعلی مراجع می باشد.

کنترل مسأله است

در این مرحله از رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان درمانی برای اختلالات اضطرابی، درمانگر با نشان دادن اثرات دشوار و متناقض تلاش برای کنترل اضطراب به چالش با برنامه کنترل ادامه می دهد. این مرحله با نشان دادن اینکه چرا افراد این چنین به کنترل اضطراب می چسبند، شروع می شود.

پس از اینکه مراجعان اثرات متناقض تلاش ها برای کنترل پریشانی را تجربه کردند، آنها معمولاً به تلاش برای چیزهای متفاوت مایل هستند. درمانگر به جای کمک به مراجع برای اینکه بفهمد چگونه به شیوه ای متفاوت پریشانی را کنترل کند، به او می فهماند که چگونه در عین داشتن پریشانی یک زندگی مطابق با ارزش هایش داشته باشد. مراجعان اغلب می خواهند بدانند چگونه متمایل باشند. تمرینات متعددی می تواند در جلسه برای تمرین تمایل استفاده شود تمرینات مواجهه می توانند بسیار سودمند باشند و این تمرینات در منزل نیز ادامه می یابند.

خود به عنوان زمینه

وقتی افکار، هیجانات و احساسات  بدنی فرد جنبه لفظی می یابند، پذیرش ممکن است دشوار باشد. اگر فردی واقعاً احساس کند که اضطراب او را خواهد کشت، بعید است متمایل به پذیرش وجود اضطراب باشد. پذیرش اضطراب می تواند از طریق شکستن جنبه لفظی زبان و آشکار کردن تفاوت بین فرد و اضطرابش ، تقویت شود. این تفاوت می تواند از طریق استعاره صفحه شطرنج توصیف شود که هدف آن جایگزینی خود مشاهده گر یا خود به عنوان زمینه با خود مفهوم سازی شده است.

گسلش

مفهوم گسلش در رویکرد مبتنی برپذیرش و تعهد، بسیار مهم و اساسی است. تمرینات گسلش به جنبه لفظی زبان حمله می کنند و جستجوی کارکرد افکار فرد به جای محتوای آنها را حمایت می کند؛ مثلاً فردی با تشخیص وسواس ممکن است این فکر را داشته باشد که «دستهایم نجس اند»، درمانگر بحث نمی کند که آیا این فکر درست یا منطقی هست یا نه، بلکه در این مورد صحبت می کند که آیا گوش دادن به این فکر ، به مراجع در داشتن یک زندگی بهتر کمک کرده است یا نه. راه های مختلفی وجود دارد که از طریق آنها درمانگر به جنبه لفظی زبان حمله می کند.

تصریح ارزش

کار روی ارزش ها به مراجعان جهت می دهد. بسیاری از مراجعان هرگز به انجام کارهایی که ارزشمند می دانند، فکر نکرده اند. آنها فقط برای خلاصی از پریشانی تلاش می کردند. برای کمک به مراجعان به منظور حرکت در جهت ارزش هایشان، آنها می توانند فرم سنجش ارزش ها را تکمیل کنند.

این فرم مراجعان را هدایت می کند تا آنچه در هر یک از این حوزه ها می خواهند را یادداشت کنند، یا این فرض که هر چیزی امکان پذیر و شدنی باشد: ازدواج/ رابطه زناشویی/ روابط صمیمانه، روابط خانوادگی، روابط دوستانه/ اجتماعی، شغل/کار، تحصیلات / رشد شخصی، تفریح/ لذت، معنویت، روابط شهروندی، سلامتی/ بهزیستی. پس از اینکه مراجعین مواردی که برایشان مهم است را تصریح کردند، باید نشان دهند هر یک از این حوزه ها چقدر برایشان مهم است و چقدر در خصوص این ارزش ها کار می کنند. کارکرد دوم کار روی ارزش ها است که این کار می تواند یک کار آزارنده را به کاری خوشایند تبدیل کند.

تعهد به تغییر رفتار

پذیرش و تعهد فرض می کند که آنچه مراجع را از زندگی طبق ارزشهایش ، دور می کند واکنش های نامطلوب و شخصی او می باشد. زمانیکه مراجعان در معرض محرک هایی قرار می گیرند که برایشان ترس آور است سعی می کند از آنها دوری کند.

 پذیرش و تعهد به آنها فرصت می دهد که هیجانات خود را تجربه کرده و انعطاف پذیری روانی بیشتری را در خود به وجود آورند. از طریق این فرآیند مراجعان الگوهای جدیدی از مواجهه با مشکلات را درذهن خود به آورده واین فرصت را در می یابد که انعطاف پذیری روانی بیشتری را از طریق تعامل با تجربیات خود به وجود آورند.

منبع : www.actmindfully.com

مدرس : میلاد خواجه پور/
دانش آموخته ACT زیر نظر دکتر هریس/

زمان برگزاری : ۸ و ۹ دی ماه ۹۶/
محل برگزاری : کلینیک نوید آرامش آمل/
تلفن ثبت نام : ۰۹۱۱۱۱۵۹۴۴۸/

آدرس : آمل ، میدان قائم ، ساختمان الماس ، طبقه چهارم ، پلاک ۴۰۲ /

هزینه : ۳۵۰ هزار تومان /

act

امروزه در تحلیل سبب‌شناسی اعتیاد، عوامل زیستی، روانی و اجتماعی بسیاری شناسایی و احصاء شده‌اند. بر همین اساس می‌توان گفت اعتیاد نه یک بیماری صرفاً جسمی و نه یک بیماری صرفا روانی است بلکه یک بیماری جسمی- روانی است که در عین حال در نتیجۀ عدم یک جهان‌نگری عقلانی و مطلوب نیز به‌وجود می‌آید.

از میان تمام علل موثر در پیدایش این بیماری، عومال فیزیکی و بدنی که البته مسائل عصبی و روانی را نیز شامل می‌شود، از جمله مواردی است که اهمیت زیادی داشته و ما در این مقاله سعی داریم به ابعاد مختلف این موضوع و تاثیری که یوگا در جلوگیری از آن دارد بپردازیم.

بر اساس آخرین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی که توسط انجمن روان پزشکی آمریکا در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است، در کنار عوامل ژنتیکی قبل از اعتیاد، کاهش فعالیت افیونی درون‌زاد مغز نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. ناقلین عصبی اصلی که ممکن است در پیدایش سوءمصرف مواد و وابستگی دخیل باشند عبارتند از: سیستم‌های شبه افیونی مغز، کاته‌کولامین‌ها (بخصوص دوپامین) و گاما آمینوبیوتریک اسید (گابا). به زبان ساده، بدن دارای موادی شبیه مواد مخدر است ( نوروترانسمیترها و نوروپپتیدها) که در یک فرد با سیستم عصبی سالم تولید و موجب تعادل روانی می‌شوند. اما در برخی افراد این فعالیت کاهش و سبب گرایش فرد به وارد کردن این مواد از محیط خارج، یعنی مصرف مواد مخدر می‌گردد.

برای کاهش ابتلا به این نقص، می‌توان از یوگا به عنوان یک عامل پیشگیرانه نام برد که انجام آن در دوران کودکی و نوجوانی، نه بطور کامل  اما تا حد بسیار زیادی می‌تواند یک عامل بازدارندۀ زیستی باشد.

در ادامه نحوۀ تاثیرگذاری یوگا در فیزیولوژی روانی افراد تحلیل می‌گردد.

یوگا به‌طور مستقیم بر سیستم تولید سروتونین تاثیر می‌گذارد. بسیاری از نورون‌های مغز ما به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر سروتونین است. سروتونین اغلب به عنوان انتقال‌دهنده عصبی “شاد” شناخته شده است. سطوح پایین‌تر سروتونین می‌تواند خلق و خوی ما را به نحوی که منجر به افسردگی می‌شود، تحت تاثیر قرار دهد.

یوگا و مراقبه به سلول‌ها کمک می‌کند به‌طور طبیعی سروتونین آزاد کنند. آساناهای یوگا می‌توانند به‌طور مستقیم میزان شلیک نورون‌های سروتونین را افزایش داده و به افزایش تولید و آزاد شدن سروتونین منجر شوند. علاوه بر این، افزایش سطح تریپتوفان (پیش‌ساز سروتونین) پس از یوگا افزایش می‌یابد و طبق بسیاری از مطالعات، پس از انجام یوگا، باقیماندۀ سروتونین در ادرار مشاهده شده است.

یوگا افزایش ترشح انتقال دهندۀ گابا را بهبود می‌بخشد. گابا یکی از مهم‌ترین انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز در پدیدۀ اعتیاد است که به‌عنوان یک ناقل عصبی ضداضطراب در بدن شناخته می‌شود. بر اساس مطالعات انجام گرفته در دانشکدۀ پزشکی بوستون، مداخلۀ ۱۲ هفته‌ای یوگا سبک آیینگار در اسکن‌های MRS نشان از افزایش چشمگیر گابا و کاهش معنادار اضطراب در افراد تحت آزمایش دارد.

یکی دیگر از انتقال‌دهنده‌های دخیل در وقوع اعتیاد به مواد مخدر، دوپامین است. در طی تمرین آساناهای یوگا و همچنین مراقبه، میزان دوپامین در استریاتوم شکمی (ناحیه‌ای در مسیر پاداش مغز) افزایش می‌یابد. یک تحقیق بالینی در موسسه JFK. دانمارک که در تحقیقات مغز شناخته شده است نشان داد که یوگا و مدیتیشن سطح ​​دوپامین مغز را افزایش می‌دهد و این بدین معناست که زندگی فرد به شدت لذت‌بخش می‌گردد و همین افزایش لذت از فرآیند‌های طبیعی زندگی، موجب عدم گرایش فرد به سوءمصرف مواد مخدر می‌گردد.

یوگا میزان اندورفین‌ها را افزایش می‌دهد. اندورفین‌ها که از آنها به عنوان مورفین طبیعی بدن یاد می‌شود، باعث ایجاد هیجان، تولید احساس لذت، کاهش استرس و افزایش آرامش می‌شوند و در متعادل ساختن و مدیریت درد بسیار موثر هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که تمرینات یوگا، خصوصاً آساناهایی که پشت ران و پشت ساق پا را تحت کشش قرار می‌دهند، سطوح اندورفین را  بالا می‌برند. این حالت‌ها و تجربۀ لذت‌بخش آن می‌تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از یوگی‌ها به آساناها و مراقبه وابستگی پیدا می‌کنند.

یکی دیگر از عواملی که آسیب پذیری را نسبت به اعتیاد افزایش می دهد ، داشتن استرس مزمن است . بدن ما کورتیزول و آدرنالین (هورمون استرس) را در طول زمان های استرس آزاد می کند . استرس مزمن با فعال شدن محور هیپوتالاموس-هیپوفیز غده آدرنال (HPA) در مغز، منجر به ترشح هورمون آزاد کننده کورتیکوتیروپین (CRH) از هیپوتالاموس می شود.

کورتیکوتیروفین غده هیپوفیز مغز را برای تولید هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH)، که به نوبه خود باعث آزاد شدن کورتیزول از غدد فوق کلیه می شود ، تحریک می کند. تمرین یوگا با مهار قسمت خلفی هیپوتالاموس منجر به کاهش تولید ACTH از غده هیپوفیز و کورتیزول از غده فوقانی می شود و به این شکل باعث کاهش استرس می گردد.

بر طبق یک مطالعه انجام شده توسط کالج پزشکی توماس جفرسون در فیلادلفیا و انجمن تحقیقات یوگا، یک جلسه یوگا ۵۰ دقیقه ای برای هفت روز انجام شد که شامل آساناهایی  نظیر Sarvangasana شانه ایستاده ، Salabhasana ملخ ، Vrksasana و  Halasana  گاوآهن ، سطح کورتیزول را به میزان قابل توجهی کاهش داد.

موارد مطروحه، فقط بخشی از اثرات پیشگیرانۀ آساناهای یوگا و مدیتیشن می‌باشد. یوگا علاوه بر موارد مذکور، سبب افزایش هورمون‌هایی می‌شود که بهبود خواب، توانایی جنسی و دیگر مولفه های سلامت روان را به‌دنبال دارند که برآیند همۀ این موارد، پیشگیری از اعتیاد خواهد بود.

شاید بتوان گفت، پس از جنگ دومین معضل کشور اعتیاد است. بنا بر اظهار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر، بیش از ۳ هزار نفر در سال ۹۵ بر اثر اعتیاد جان خود را از دست دادند و این نشان دهندۀ آن است که هیچ آسیب اجتماعی خطرناک‌تر از اعتیاد نیست. باید دانست گرایش به سمت سوءمصرف مواد مخدر فقط به دلیل لذت‌طلبی و سرخوشی نیست. بسیاری از مبتلایان به این بیماری بخاطر کاهش در عملکردهای بالینی‌، پایین آمدن خلق‌و‌خو، کاهش توانایی‌های جنسی و عدم توانایی در تعاملات اجتماعی متمایل به مصرف مواد مخدر شده‌اند. در حالیکه با انجام مرتب تمرینات یوگا می‌توان به میزان زیادی در موارد فوق تخفیف ایجاد کرد.

وضعیت اعتیاد کشور در مرحله هشدار است. نهادینه کردن و نگاه جدی به یوگای کودک و نوجوان در مهد کودک‌ها، مراکز پیش‌دبستانی و دبستان و همچنین استفاده از آثار نجات‌بخش یوگا می‌تواند بسیاری از پیش‌درآمد‌های اعتیاد را از بین ببرد.

با امید به تغییر رویکرد مردم و مسئولین نسبت به ورزش کهن یوگا و بسط و گسترش آن در سیستم آموزش و پرورش و همچنین نظام سلامت کشور.

 

نویسنده : میلاد تکسیبی

پژوهشگر حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد

مربی یوگا