act

رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)

رویکرد ACT چیست ؟

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) این پیام اصلی را دارد : قبول آنچه خارج از کنترل شخصی شما است و متعهد به اقداماتی که زندگی شما را بهبود می بخشد و غنی می کند.
هدف ACT این است که به حداکثر رساندن پتانسیل انسانی برای یک زندگی غنی، کامل و معنی دار. ACT (که به عنوان کلمه عمل می شود، نه به عنوان حروف اول) این را با:

الف) توانایی های روانشناختی خود را به منظور مقابله با افکار و احساسات دردناک خود به طور موثر – به طوری که آنها تاثیرات بسیار کمتری بر روی شما دارند (این به عنوان مهارت ذهنی شناخته می شود).

ب) کمک به شما برای روشن کردن آنچه که واقعا ارزشمند و معنی دار برای شما است – از جمله ارزش های خود – پس از استفاده از این دانش برای هدایت، الهام بخشیدن و انگیزش شما برای تغییر زندگی خود را برای بهتر است.act

پیشرفت رفتار درمانی را می توان به سه دوره رفتار درمانی سنتی، درمان های شناختی – رفتاری و رویکردهای زمینه گرا خلاصه کرد. در دوره اول، تبیین و درمان اختلالات روانی مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک و عامل بود. در اواخر دهه ۶۰ رفتار درمانگران کم کم از مفاهیم تداعی ساده یادگیری دست کشیدند و به مفاهیم شناختی روی آوردند. به نظر می رسید خطاهای شناختی خاصی، در ایجاد و تداوم مسائل روانی نقش دارند و پژوهش ها مستقیماً اقدام به شناسایی این خطاها و روش های مورد نیاز برای اصلاح آنها کردند. در حقیقت در موج دوم، افکار غیر منطقی، طرحواره های شناختی آسیب زا، یا سبک های غلط پردازش اطلاعات، شناسایی و اصلاح می شوند، درست همانطور که در موج اول، اضطراب با تن آرامی جایگزین می شود.

اما موج سوم رفتار درمانی به طور خاصی به زمینه و کارکردهای پدیده روانشناختی حساس است، نه فقط به شکل و محتوای آنها و بنابراین علاوه بر راهبردهای مستقیم و آموزشی تر، بر راهبردهای تغییر زمینه ای و تجربه ای نیز تأکید دارد.

در این رویکرد برشکل یا فراوانی شناختاری مزاحم و مسأله ساز تأکیدی نمیشود، و به جای آن تمرکز بر زمینه شناختی و راهبردهای مقابله ای مربوط به این شناختارها می باشد و بر ارتباط با لحظه کنونی تأکید بیشتری شد. همچنین جهت درمان از تغییر افکار و باورها به زمینه روان شناختی که شناخت در آن رخ می دهد تغییر کرده است.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درمانی یکی از الگوهای درمانی بسط یافته اخیر است که فرایندهای درمانی کلیدی آن شامل:

۱- پذیرش : یا تمایل به تجربه درد و یا دیگر رویدادهای آشفته کننده بدون اقدام به مهار آنها

۲- عمل مبتنی بر ارزش یا تعهد توام با تمایل به عمل به عنوان اهداف معنی دار شخصی.

پذیرش و تعهد درمانی در سال ۱۹۸۶ توسط استیون هایز ایجاد شد. این روش قسمتی از موج سوم درمان های رفتاری است و به دنبال موج دوم این درمان ها از قبیل درمان شناختی – رفتاری پدید آمد. مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد با یک برنامه تحقیقی تحت عنوان نظریه ی نظام ارتباطی (RFT) در ارتباط است. مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد در میان یک چهارچوب نظری وفلسفی توسعه پیدا کرده است. پذیرش و تعهد درمانی یکی از برنامه هایی است که شواهد تحقیقاتی خوبی پشتوانه آن است. این روش با رویکرد زمینه گرایی ارتباط دارد که میراث پراگماتیسم است. زمینه گرایی رویدادهای روانشناختی را به عنوان مجموعه تعاملات در حال انجام بین ارگانیسم و زمینه های تعریف شده براساس موقعیت و پیشینه ارگانیسم در نظر می گیرد.

هدف روش پذیرش و تعهد درمانی ایجاد انعطاف پذیری روانشناختی است که به عنوان توانایی تغییر یا پایداری با طبقات رفتارهای عملکردی که از طریق اهداف تحقق یابند، تعریف شده است. در پذیرش وتعهد درمانی مراجع را تشویق می کنند تا احساسات و  افکار ناخوشایند و ناراحت کننده اش را بپذیرد. همچنین باید زمینه ای را که رفتار در آن رخ می دهد و عملکردی که در خدمت آن است را در نظر داشته باشند.

فرایند مشاوره مبتنی برپذیرش و تعهد

هدف مشاوره رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد کاهش علائم پریشانی در فرد نیست اگر چه انتظار می رود که علائم کاهش یابد که به عنوان یک نتیجه از درمان موفقیت آمیز می باشد، مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد برای درمان و انتقال مفاهیم اساسی اش از استعارات ساخته شده و تمرینات تجربی استفاده می کند که از جمله توجه آگاهانه به حال، تمرین پذیرش، تصریح کردن ارزشها و اهداف و استفاده از استعاره می باشد.

مکانیزم مشاوره در این رویکرد همان کاهش اجتناب تجربی (افزایش تمایل/ پذیرش تجربه) و کاهش آمیختگی شناختی است. فرایند مشاوره در شش حوزه اصلی تنظیم می شود: درماندگی خلاق، کنترل مسأله است، خود به عنوان زمینه/ گسلش، تمایل تجربه ای، انتخاب و ارزش ها آنچه در ادامه به توضیح بیشتر پرداخته شده است.

درماندگی خلاق: چالش با برنامه کنترلها

مراجعین مبتلا به اختلالات تقریباً همیشه به منظور دریافت کمک از درمانگر برای کنترل اضطراب، سراغ درمان می آیند. فرض رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر این است که کنترل اضطراب اغلب مسأله ساز است. درمانگر رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد برای نشان دادن این تناقض از تجربیات مراجع استفاده می کند. وی می تواند با بررسی موارد زیر به این هدف برسد:

۱-      هدف مراجع در خصوص اضطراب، چه بوده است؟

۲-      برای رسیدن به این اهداف چه تلاش هایی کرده و از چه راهبردهایی استفاده نموده است؟

۳-       کدام راهبردها موفق بوده است؟

 مراجعان کارهای زیادی برای خلاصی از اضطراب انجام داده اند. آنها از موقعیت هایی که برانگیزاننده اضطراب است اجتناب کردند مثل مکان های عمومی، سعی کردند با خودشان در مورد چیزهایی غیر از اضطراب صحبت کنند مثلاً «می توانم این را مدیریت کنم» یا «خیلی هم اوضاع بد نیست، آرام باش» از دیگر درمانگران و نیز کتابهای خود یاری استفاده کردند، خیلی از آنها دارو مصرف کرده و برخی دیگر نیز سعی کردند از داروهای غیر قانونی و الکل برای آرام کردن خودشان استفاده کنند. همه اینها تحت عنوان راهبردهای کنترل جمع بندی می شوند.

وقتی سوال می شود که این تلاش ها چقدر موثر بوده اند پاسخ ها متفاوت است، اما همه پاسخ ها به صراحت حاکی از آنندکه این روش ها در بلندمدت موثر نیستند. اگر این روش ها موثر بودند مراجع نیاز به درمان نداشت چون با این روش ها به هدفش می رسید. برخی راهبردهای کنترلی وجود دارند که می توانند بلافاصله اثربخش باشند، اما این راه حل ها بیشتر از خود اضطراب مسأله هستند. در اینجا هدف این نیست که مراجع متقاعد شودکه اضطراب را نمی توان کنترل کرد، بلکه هدف این است که مراجع ببیند که آنچه برای کنترل اضطراب انجام می داده (یعنی خلاصی از اضطراب)، موثرند نبوده اند (یعنی درماندگی) وقتی مراجع می پذیرد که تلاش برای کنترل اضطراب موثر نبوده است، درمانگر استعاره اصلی رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد را معرفی می کند که الگوی موثرتری برای موقعیت فعلی مراجع می باشد.

کنترل مسأله است

در این مرحله از رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان درمانی برای اختلالات اضطرابی، درمانگر با نشان دادن اثرات دشوار و متناقض تلاش برای کنترل اضطراب به چالش با برنامه کنترل ادامه می دهد. این مرحله با نشان دادن اینکه چرا افراد این چنین به کنترل اضطراب می چسبند، شروع می شود.

پس از اینکه مراجعان اثرات متناقض تلاش ها برای کنترل پریشانی را تجربه کردند، آنها معمولاً به تلاش برای چیزهای متفاوت مایل هستند. درمانگر به جای کمک به مراجع برای اینکه بفهمد چگونه به شیوه ای متفاوت پریشانی را کنترل کند، به او می فهماند که چگونه در عین داشتن پریشانی یک زندگی مطابق با ارزش هایش داشته باشد. مراجعان اغلب می خواهند بدانند چگونه متمایل باشند. تمرینات متعددی می تواند در جلسه برای تمرین تمایل استفاده شود تمرینات مواجهه می توانند بسیار سودمند باشند و این تمرینات در منزل نیز ادامه می یابند.

خود به عنوان زمینه

وقتی افکار، هیجانات و احساسات  بدنی فرد جنبه لفظی می یابند، پذیرش ممکن است دشوار باشد. اگر فردی واقعاً احساس کند که اضطراب او را خواهد کشت، بعید است متمایل به پذیرش وجود اضطراب باشد. پذیرش اضطراب می تواند از طریق شکستن جنبه لفظی زبان و آشکار کردن تفاوت بین فرد و اضطرابش ، تقویت شود. این تفاوت می تواند از طریق استعاره صفحه شطرنج توصیف شود که هدف آن جایگزینی خود مشاهده گر یا خود به عنوان زمینه با خود مفهوم سازی شده است.

گسلش

مفهوم گسلش در رویکرد مبتنی برپذیرش و تعهد، بسیار مهم و اساسی است. تمرینات گسلش به جنبه لفظی زبان حمله می کنند و جستجوی کارکرد افکار فرد به جای محتوای آنها را حمایت می کند؛ مثلاً فردی با تشخیص وسواس ممکن است این فکر را داشته باشد که «دستهایم نجس اند»، درمانگر بحث نمی کند که آیا این فکر درست یا منطقی هست یا نه، بلکه در این مورد صحبت می کند که آیا گوش دادن به این فکر ، به مراجع در داشتن یک زندگی بهتر کمک کرده است یا نه. راه های مختلفی وجود دارد که از طریق آنها درمانگر به جنبه لفظی زبان حمله می کند.

تصریح ارزش

کار روی ارزش ها به مراجعان جهت می دهد. بسیاری از مراجعان هرگز به انجام کارهایی که ارزشمند می دانند، فکر نکرده اند. آنها فقط برای خلاصی از پریشانی تلاش می کردند. برای کمک به مراجعان به منظور حرکت در جهت ارزش هایشان، آنها می توانند فرم سنجش ارزش ها را تکمیل کنند.

این فرم مراجعان را هدایت می کند تا آنچه در هر یک از این حوزه ها می خواهند را یادداشت کنند، یا این فرض که هر چیزی امکان پذیر و شدنی باشد: ازدواج/ رابطه زناشویی/ روابط صمیمانه، روابط خانوادگی، روابط دوستانه/ اجتماعی، شغل/کار، تحصیلات / رشد شخصی، تفریح/ لذت، معنویت، روابط شهروندی، سلامتی/ بهزیستی. پس از اینکه مراجعین مواردی که برایشان مهم است را تصریح کردند، باید نشان دهند هر یک از این حوزه ها چقدر برایشان مهم است و چقدر در خصوص این ارزش ها کار می کنند. کارکرد دوم کار روی ارزش ها است که این کار می تواند یک کار آزارنده را به کاری خوشایند تبدیل کند.

تعهد به تغییر رفتار

پذیرش و تعهد فرض می کند که آنچه مراجع را از زندگی طبق ارزشهایش ، دور می کند واکنش های نامطلوب و شخصی او می باشد. زمانیکه مراجعان در معرض محرک هایی قرار می گیرند که برایشان ترس آور است سعی می کند از آنها دوری کند.

 پذیرش و تعهد به آنها فرصت می دهد که هیجانات خود را تجربه کرده و انعطاف پذیری روانی بیشتری را در خود به وجود آورند. از طریق این فرآیند مراجعان الگوهای جدیدی از مواجهه با مشکلات را درذهن خود به آورده واین فرصت را در می یابد که انعطاف پذیری روانی بیشتری را از طریق تعامل با تجربیات خود به وجود آورند.

منبع : www.actmindfully.com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *