نظر جان فردریکسون راجع به ISTDP و دین اسلام

یک دانشجوی ایرانی از من پرسید، ISTDP چه رابطه ای با اسلام دارد؟ من پاسخ دادم این درمان مبتنی بر این فرض است که بیمار با یکی شدن با حقیقت هیجانی همین لحظه تغییر شکل می دهد. از او ‌پرسیدم معنی کلمه اسلام چیست؟ او پاسخ داد “تسلیم شدن” .
من تایید کردم: بله. تسلیم حقیقت شدن.
چه در حوزه دین عمل کنیم،چه روان درمانی و چه روانکاوی عارفانه ی ویلفرد بیون، همگی داریم به نوایِ نی ای گوش فرا می دهیم که در مثنوی ،مارا به پیوستن به حقیقت فرا میخواند.

همانطور که شاعر بزرگ پارسی، مولوی، اشاره کرده است، جدایی از حقیقت منبع آلام ما است.
در این مدل درمان،به بیمار کمک می‌کنیم تا دفاع هایش را ببینند. اما دفاع ها چه هستند؟
روش هایی که به وسیله آن ها،در مورد واقعیت و احساساتمان در مورد آن،به خودمان دروغ می گوییم.وقتی به بیماران کمک می‌کنیم تا دروغ هایشان را ببینند و از آن ها رویگردان شوند،حقیقت هیجانی می تواند،درونشان،بیدار شود.با یکی شدن با حقیقت هرلحظه،به بیماران کمک می‌کنیم تا التیام پیدا کنند.

شاید تصادفی نباشد که یک ایرانی،یعنی حبیب دوانلو،بنیان گذار این رویکرد،این قدر بر حقیقت تاکید داشته است. این جزو ارزش های فرهنگی ایرانی است،که قدمتی چند هزار ساله دارد.

منبع:هم آفرینی تغییر
نویسنده: جان فردریکسون
ترجمه:سیگارودی

نظر جان فردریکسون راجع به ISTDP و دین اسلام

 

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *