نوشته‌ها

امر غیر قابل پیش بینی!

به گمانم سال ۱۳۷۰ بود که یک روز فضای تحریریۀ روزنامۀ اطلاعات ملتهب شد. اغلب افراد به نحوی دل نگران به نظر می رسیدند و در آن میان، خانم صفایی، منشی سردبیری، کودکش را سخت در بغل فشرده و زیر ستون سیمانیِ ساختمانِ روزنامه با ترس و وحشت پناه گرفته بود.
از خانم صفایی پرسیدم؛ این چه کاری است؟ گفت ؛ قرار است زلزله بیاید. با خنده پرسیدم؛ این را کی گفته است؟ مشخص شد که همان روز چند نفر از خبرنگاران روزنامه با دکتر عکاشه مصاحبه ای داشته اند و او هم تأکید کرده است که به زودی زلزله ای ویرانگر تهران را از پای در می آورد! زلزله

من که به دلیل دوستی ام با یکی از اعضای هیئت علمیِ آن روز دانشگاه پلی تکنیک که تخصصش زلزله بود؛ با جزئیاتی از موضوع زلزله و پیش بینی ناپذیری آن، آشنا بودم؛ به سراغ خبرنگارانی که با دکتر عکاشه مصاحبه کرده بودند، رفتم و از آنها پرسیدم چرا بی دلیل، رعب و وحشت ایجاد کرده اند؟ آنها هم گفتند که از خودشان چیزی در نیاورده اند بلکه آقای عکاشه آن حرف ها را زده است.

پرسیدم؛ مگر خودِ آنها بارها نشنیده اند که این پدیده پیش بینی ناپذیر است؟ آنها باز به دکتر عکاشه به عنوان “پدر علم زلزله شناسی در ایران” استناد کردند.
من ندانستم که دکتر عکاشه دقیقاً به آنها چه گفته بود؛ اما به خانم صفایی اطمینان دادم که آن روز، با روز قبل یا روز بعد از آن، در همان سال یا سال های گذشته و آینده، به لحاظ احتمال وقوع زلزله در تهران یا هر نقطۀ زلزله خیز دیگری در دنیا، هیچ تفاوتی وجود ندارد. زلزله هر لحظه ممکن است بیاید و یا برای سال های سال نیاید.
خانم صفایی از جسارت من، روحیه اش را باز یافت و بی درنگ کودکش را از بغل رها کرد و به پشت میزش برگشت.
احتمالاً این روزها هم بسیاری از تهرانی ها همچون خانم صفایی دلنگران زندگی خود و فرزندانشان هستند؛ اما امروز هم به آنان همان حرفی را می توان زد که سال ۷۰ زده شد. گویا در این ربع قرن، معجزه ای در پیش بینی پذیر کردن زلزله اتفاق نیافتاده است و در بر همان پاشنۀ سابق می چرخد. بنابراین، ضمن آنکه عقل سلیم اقتضا می کند که مردم مناطق زلزله خیز باید بر استحکام بناها و آمادگی برای روز مبادا حساس باشند؛ اما ترس و وحشت از زلزله ای قریب الوقوع هم جز اینکه زندگی را به کام آنان تلخ کند؛ ثمر دیگری ندارد.
سرانجام اینکه، با پدیده ای مانند زلزله باید به مثابۀ هر امر پیش بینی ناپذیر دیگری در این جهان هستی برخورد کرد . آیا ما باید دائماً از امکان اصابت جرمی آسمانی به کرۀ زمین و نابودی آن و یا تصادف مرگبار خودرومان در جاده ها، در ترس و هراس به سر ببریم؟ طبعاً احتیاط شرط عقل است اما وحشت و وحشت پراکنی در میان مردم از این جنس نیست!

از خاطرات دکتر احمد زیدآبادی

بین اخبار زلزله و احتمال وقوع آن رابطه ای وجود دارد ؟

بالاخره تهران هم لرزید ، اتفاقی که سالها حتی فکر کردن به آن لرزه به اندام هر تهرانی می انداخت بالاخره خودی نشان داد و با اینکه خسارت جانی و مالی نداشت اما عوارض روانی فراوانی بر جا گذاشت . بسیاری از افراد همان شب زلزله را تا صبح در خیابان و خودرو سپری کردند و برخی نیز به شهرهای دیگر گریختند و الان با گذشت بیش از ۲ روز هنوز عده ای منتظر وقوع زلزله شدید تر هستند . از لحظه وقوع زلزله فضای مجازی پر شد از اخبار زلزله ، اخبار دروغ و راست آنچنان با هم مخلوط شد که تشخیص آن کار هر کسی نبود . عده ای می گفتند احتمال زلزله ۷ ریشتری ، برخی می گفتند احتمال ۸ ریشتر و …

زلزله
✳️اما واقعا با این اخبار باید چگونه برخورد کرد ؟ باید آن را پذیرفت ؟ باید فرار کرد ؟

🔷بر اساس یک نظریه در روانشناسی هیجان به نام انفورماتیک شانن که توسط فردی به نام شانن مطرح شد ، مقدار خبر دریافتی با لگاریتم احتمال وقوع حادثه رابطه دارد و هرچه احتمال وقوع حادثه ای کمتر باشد میزان خبر دریافتی در مورد آن بیشتر است . شانن معتقد است که انسان با هر آنچه او را احاطه کرده ارتباط برقرار می کند .مقدار خبر دریافتی با احتمال و تنوع آن در ارتباط است . هر قدر احتمال و تنوع یک حادثه بیشتر باشد ، میزان خبر دریافتی کمتر است و برعکس . پس قطعی پنداشتن وقوع زلزله و چرخ زدن در میان اخبار کذب چیزی جز افزایش نگرانی برای فرد نخواهد داشت . رعایت نکات ایمنی شرط عقل است اما دامن زدن به اضطراب در خود و اطرافیان دارای عواقب نامطلوب فردی و اجتماعی می باشد.

✳️ با زلزله چه باید کرد ؟

تنها رفتاری که با زلزله و یا احتمال وقوع آن می توان کرد در حال زیستن و به تعبیر امیرالمونین (ع) ابن الوقت بودن است . اندیشه ها و تفکرات بسیاری تاکید بر در حال زیستن داشتند و لب سخن همه آنان این است ، تا می توانید در حال زندگی کنید و خوبی کنید و خوشی ببرید. بنابراین محاسبه ها باید مصروف الان شوند، نه مصروف آینده های دورتر. به معنای دقیق ابن الوقت بودن، یعنی در بند آینده نبودن و البته در اندیشه ی گذشته هم نبودن.
آینده هنوز نیامده و معلوم نیست چگونه و با چه کیفیتی بیاید ، پس لذت نقد در حال زیستن را نباید بخاطر فکر کردن در مورد آینده نسیه از دست داد . ما انسان ها بین دو عدم نشسته ایم ، گذشته و آینده . بهترین رفتار در مقابل احتمال وقوع زلزله ، بیشتر لذت بردن از زندگی و بیشتر خوبی کردن به دیگران و طبیعت است.

نویسنده : میلاد تکسیبی