نوشته‌ها

عزت نفس و اعتماد به نفس در روابط در تهران

کارگاه عزت نفس و اعتماد به نفس در روابط در تهران

زمان: ۴ و ۱۱ آبان ماه از ساعت ۱۰ الی ۱۴
مکان: مرکز مشاوره اکسیر

مدرس : دکتر یداله دمیرچی

همراه با تمرین های عملی

تلفن اطلاعات بیشتر و ثبت نام :

۰۹۳۶۷۵۱۵۸۸۵
۰۹۱۲۶۹۶۷۳۱۶

یکی از دلایل اصلی ناخشنودی در روابط، پایین بودن عزت نفس یا همان احساس ارزشمندی است. به این دلیل که در عزت نفس پایین، ما بسیاری از حرف ها و رفتارهای دیگران را علیه خود و شخصیتمان تعبیر می کنیم و بدیهی است که نسبت به طرف مقابل گارد گرفته و واکنش نشان می دهیم. چنانچه این روند ادامه پیدا کند، کم کم تبدیل به انسان واکنش گر شده و ظاهرا هم حق با ماست. در ادامه وقتی واکنش های ما هیچ تغییر رفتاری را در طرف مقابل ایجاد نمی کند، به مرور احساس درماندگی یا احساس قربانی شدن به ما دست می دهد و باقی عمر ما هم به همین منوال طی خواهد شد. اما ما هیچ وقت محکوم به شکست یا درماندگی نیستیم اگر بتوانیم در رابطه خود عزت نفس خوبی در خود پرورش دهیم.
توصیه: اگر رابطه خود را دوست دارید؛
اگر می خواهید رابطه تان بهبود پیدا کند؛
اگر می خواهید حرف های دیگران برایتان خیلی مهم نباشد؛
اگر می خواهید خود را به صورت سالم دوست داشته باشید؛
اگر می خواهید زندگی شادتری داشته باشید؛

برای شرکت در کارگاه عالی عزت نفس در رابطه از طریق زیر اقدام کنید.

 

۰۹۳۶۷۵۱۵۸۸۵
۰۹۱۲۶۹۶۷۳۱۶

کارگاه عزت نفس و اعتماد به نفس در روابط

 

برای مشاهده همه کارگاه های روانشناسی کلیک کنید

خودشکوفایی چیست ؟

🔹خودشکوفایی ، که از آن تعابیر مختلفی شده است،‌ مثل self-actualization, self-fulfillment, personal development. خودشکوفایی به این معنی است که انسان چنان باشد که هر استعداد و بالقوگی که در خود می‌بیند شکوفا و بالفعل کند و این مقید به دو قید است، یعنی انسان باید هرچه را که دارای این دو قید است شکوفا کند. یکی عقلانیت (به معنی مصلحت‌اندیشانه بودن) و دیگری اخلاقیت (به معنی خوب بودن). این قیود را فهم عرفی و شهود ما هم درک می‌کند. انسان باید هر استعدادی را که در خود با این دو قید سازگار می‌بیند شکوفا کند، والا گویا به خود خیانت کرده است. چارلز در کتاب مهم و کوچکش با عنوان اخلاق اصالت بحث مشبعی در این باره کرده است که خودشکوفایی باید این دو قید را داشته باشد و بعد می‌گوید اگر انسان این کار را نکند به خود خیانت کرده است و معتقد است لبّ شعار اگزیستانسیالیستها که می‌گویند: «به خود وفادار باش» همین است. خودشکوفایی

🔹اما حتی قید عقلانیت و اخلاقیت هم کافی نیست و قید دیگری هم لازم است؛ و آن اینکه ممکن است n استعداد در انسان باشد که این دو قید را داشته باشند اما انسان در مدت عمرش نمی‌تواند همه آنها را شکوفا سازد.  پس باید قاعده الاهم فالاهم را هم رعایت کرد و مهمترین استعدادهای خود را شکوفا ساخت. درباره اینکه مهمترین استعدادها را بر چه اساس می‌توان تشخیص داد دیدگاههای متفاوتی هست که وارد آن نمی‌شوم، اما به نظرم می‌آید که هر استعدادی که سمت و سوی آن نهایتاً تقریر حقیقتی یا تقلیل مرارتی باشد باید مقدم شود.

🔻لااقل چهار عامل هست که مانع خودشکوفایی اند:

۱️⃣نشناختن استعدادهای خود. خودشناسی، به معنای سقراطی‌اش (و نه به معنای ارسطویی‌اش)، متوقف است بر خودکاوی.

۲️⃣ضعف اراده. یعنی اینکه انسان احساس می‌کند که خودشکوفایی کار دشواری است و بنابراین به دنبال به فعلیت رساند آن نمی‌رود. آیا واقعاً خودشکوفایی کار دشواری است؟ به نظر من اگر یک مصداق برای مفهوم ناگوار اما بسیار شیرین بتوان نام برد همین خودشکوفایی است. با اینکه در ابتدا خیلی دشوار است، اما هرچه انسان بیشتر در جهت خودشکوفایی گام بردارد از دشواری‌اش کاسته و بر شیرینی‌اش افزوده می‌شود، به طوری که از میانه راه به بعد گویی دیگر تلخی‌ای احساس نمی‌کند اما دم به دم شیرینی‌اش افزایش می‌یابد. می‌توانم عرض کنم که تنها لذتی که، به قول لاروشفوکو، لذتش کاهش نمی‌یابد خودشکوفایی است و هر چیز دیگر غیر از آن از لذتش کاسته می‌شود.

۳️⃣نبود اعتماد به نفس. یعنی انسان تواناییها یا دانییهایی خود را کافی نداند.

۴️⃣نظام پاداشی‌ـ‌کیفری جامعه.

مصطفی ملکیان،روانشناسی اخلاق،جلسه ۴۱