مصاحبه بالینی با کودک و والدین

🔴 مصاحبه بالینی با کودک و والدین
✅ مدت دوره : یک روز
✅تاریخ برگزاری : ۲۰ دی ماه

تلفن تماس: ۰۲۱۴۲۹۲۰

@psychevent

دهمین دوره شناختی رفتاری در اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان

انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران برگزار می کند. دهمین دوره شناختی رفتاری در اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان از آذر ۱۳۹۶ توسط مدرسین و اساتید فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان.

دهمین دوره شناختی رفتاری در اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوتن


لطفا جهت هماهنگی های لازم با دفتر انجمن تماس حاصل فرمایید.
نشانی پستی:
تهران، خیابان کارگر جنوبی، بیمارستان روزبه، بخش روان‌پزشکی کودک و نوجوان
تلفن:
۶ الی ۵۵۴۰۹۴۹۵ (۰۲۱)
نشانی پست الکترونیکی:
iacap@iacap.ir

هشتمین همایش روانپزشکی کودک و نوجوان

تکامل کودکان در حوزه­های مختلف رفتاری، هیجانی، شناختی، اجتماعی و اخلاقی مدیون رشد مناسب مغز از نظر ساختاری و کارکردی می­باشد.

هرگونه اختلال در مسیر رشد و تکامل سیستم عصبی می­تواند باعث بروز ناهنجاری­هایی در عملکرد کودکان باشد. از جمله این اختلالات می­توان از نقص در قوای هوشی، اختلال طیف اوتیسم، اختلالات ارتباطی و یادگیری و اختلال بیش فعالی/ نقص توجه نام برد.

تشخیص زودرس و مداخله به هنگام می­تواند بسیاری از مشکلات و ناهنجاری­ها را در این کودکان کاهش دهد.

انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران با توجه به رسالت علمی و حرفه­ای خود هشتمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان با تمرکز بر اختلالات عصبی تکاملی با همکاری دانشگاه علوم پزشکی تهران و دیگر مراکز علمی و دانشگاهی در آذرماه ۱۳۹۶ برگزار خواهد کرد.

از کلیه اساتید، دانشجویان و دست­اندرکاران حوزه­های مرتبط با سلامت روان کودکان دعوت می­گردد در این رویداد علمی مشارکت نموده و آخرین دستاوردهای علمی در این حوزه را ارائه نمایند.

امید است همایش­هایی از این نوع بتواند از یک طرف باعث ارتقاء دانش در زمینه اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان به ویژه اختلالات عصبی تکاملی گردد و از طرف دیگر اهمیت این مباحث را برای سیاستگزاران سلامت کشور را بیش از پیش مطرح نماید.

به امید روزی که تمامی کودکان این مرز و بوم از امکانات لازم در زمینه پیشگیری، تشخیص، درمان و توانبخشی در حوزه سلامت روان برخوردار گردند.

دکتر مهدی تهرانی دوست

رئیس انجمن روان پزشکی کودک و نوجوان ایران

رییس هشتمین همایش روانپزشکی کودک و نوجوان

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت همایش به نشانی زیر مراجعه نمایید:

congress.iacap.ir

تربیت جنسی کودک و نوجوان

زمان: ٢۴ و ٢۵ بهمن ماه ١٣٩۶ …. مدرس: دکتر آرش رمضانی

ساعت کارگاه : ١٢ ساعته … از ساعت ٨ الی ١۴

شرایط شرکت کنندگان: فارغ التحصیل کارشناسی روانشناسی و مشاوره به بالا

هزینه کارگاه : ٢۵٠٠٠٠ تومان

محل تشکیل کارگاه: دفتر انجمن (خیابان ولیعصر، چهارراه نیایش، بلوار اسفندیار پلاک ۲۰ واحد ۴)

همچنین ارائه اصل فیش پرداختی و کارت دانشجویی (برای دانشجویان) و کارت عضویت انجمن (برای اعضای انجمن روان‌شناسی ایران) در روز کارگاهالزامی است

 توجه: تمامی کارکاه‌های انجمن روان‌شناسی ایران، برای اعضای انجمن و دانشجویان ۱۰ درصد تخفیف دارد، چنانچه افرادی دانشجو و عضو انجمن باشند ،۲۰ درصد از مبلغ کارگاه‌ کسر می‌شود.

پس از پرداخت هزینه ثبت نام به بانک لطفا طی تماس تلفنی برای ثبت نام قطعی با دفتر انجمن هماهنگ نمایید.

٨٨٧٨۵٢۶۶

درمان شناختی رفتاری اضطراب کودکان

  • انجمن روانشناسی ایران برگزار می کند:
  • ساعت کارگاه : ٨ ساعته … از ساعت ٨ الی ١۶ ،
  • زمان : ٢۶ دی ماه ١٣٩۶ ،
  • مدرس: دکتر کارینه طهماسیان ،
  • شرایط شرکت کنندگان: فارغ التحصیل کارشناسی روانشناسی و مشاوره به بالا،
  • هزینه کارگاه : ١٧٠٠٠٠ تومان ،
  • محل تشکیل کارگاه: دفتر انجمن (خیابان ولیعصر، چهارراه نیایش، بلوار اسفندیار پلاک ۲۰ واحد ۴) ،
  • همچنین ارائه اصل فیش پرداختی و کارت دانشجویی (برای دانشجویان) و کارت عضویت انجمن (برای اعضای انجمن روان‌شناسی ایران) در روز کارگاهالزامی است .
  •  توجه: تمامی کارکاه‌های انجمن روان‌شناسی ایران، برای اعضای انجمن و دانشجویان ۱۰ درصد تخفیف دارد، چنانچه افرادی دانشجو و عضو انجمن باشند ،۲۰ درصد از مبلغ کارگاه‌ کسر می‌شود.
  • پس از پرداخت هزینه ثبت نام به بانک لطفا طی تماس تلفنی برای ثبت نام قطعی با دفتر انجمن هماهنگ نمایید.
  • ٨٨٧٨۵٢۶۶

دوره آموزشی معنا درمانی گروهی

شناخت اهداف زندگی
معنایابی در زندگی

رهایی از افسردگی و اضطراب

شناخت ارزشهای زندگی

مدرس : خانم دکتر فاطمه زم

تلفن ثبت نام : ۴۴۶۰۰۲۰۰ – ۸۸۲۴۱۵۵۰

محل برگزاری : مرکز مشاوره جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران

ویژه دانشجویان و فارق التحصیلان روانشناسی و مشاوره

 

چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟!

رابرت ساتن، روانشناس دانشگاه استنفورد، در کتاب جدیدش راهکارهایی برای رهایی از شر بی شعورها پیشنهاد می کند. از نظر او مبارزه با بی شعوری مهارتی اکتسابی است که آموختنش افراد را در زندگی کاری و شخصی یاری خواهد کرد.

جهان پر از آدم های بی شعور است. هر جا زندگی کنید، هر شغلی داشته باشید، احتمال زیاد پیرامون شما را آدم های بی شعور فرا گرفته اند. پرسش این است که، در این باره چه کار باید کرد؟ دکتر رابرت ساتن استاد روانشناسی در دانشگاه استنفورد قدم پیش گذاشته تا به این پرسش همیشگی پاسخ دهد. او یک کتاب جدید نوشته با عنوان «راهنمای بقا در برابر آدم های بی شعور» که اساسا همان چیزی است که از عنوان آن به نظر می رسد. راهنما برای بقا در مواجهه با آدم های بی شعور در زندگی خودتان.

در سال ۲۰۱۰، ساتن کتاب «ورود بی شعورها ممنوع» را منتشر کرد که بر رویارویی با آدم های بی شعور «در سطح سازمانی» متمرکز بود. در کتاب جدید، او طرحی برای رویارویی با آدم های بی شعور «در سطح بینافردی» ارائه می دهد. اگر شما رئیس بی شعور، دوست بی شعور یا همکار بی شعور دارید، شاید این کتاب مخصوص شما باشد! ساتن می گوید: «بقا در برابر آدم های بی شعور، مهارت است، نه علم. یعنی هر کسی ممکن است در آن خوب یا بد باشد.»

کتاب او درباره پیشرفت در همین مهارت است. من اخیرا با او ملاقات کردم تا درباره راهبردهایش برای «برخورد با آدم های بی شعور» صحبت کنم. منظور او از این حرف چیست که ما باید در قبال آدم های بی شعور در زندگی خودمان مسئولیت پذیر باشیم و چرا او می گوید که «خودآگاهی کلید تشخیص این حقیقت است که شاید آدم بی شعور در زندگی شما خودتان باشید!» او به من می گوید: «شما باید خودتان را بشناسید. درباره خودتان صادق باشید و به آدم های پیرامون خودتان تکیه کنید تا به شما بگویند که چه موقع آدمی بی شعور هستید و هنگامی که آنها به اندازه کافی مهربان هستند که این را به شما بگویند، گوش کنید.» متن کامل گفتگو با او از این قرار است.
چگونه است که استادی در دانشگاه استنفورد این همه از وقت خود را صرف اندیشیدن درباره آدم های بی شعور می کند؟– خب، این موضوع تا حدی مبتنی بر نوعی منطق فکری است. من درباره ابراز احساسات در زندگی سازمانی تحقیقات زیادی انجام داده ام، از جمله این که چگونه باید با آدم های بی شعور برخورد کرد. من آن موقع از این واژه استفاده نمی کردم، اما این اساسا همان کاری بود که من انجام می دادم. من حتی به عنوان مسئول جمع آوری قبض تلفن اندکی تحقیقات قوم شناختی انجام دادم که در حین این کار تمام طول روز با آدم های بی شعور سروکار داشتم. همچنین بخشی از دانشکده ای بودم که قانون ورود بی شعورها ممنوع داشت، جدا می گویم و ما واقعا این قانون را اجرا کردیم.

ببخشید چی؟ سیاست ورود بی شعورها ممنوع در دانشکده چگونه چیزی است؟

– ما هنگام تصمیم گیری برای استخدام افراد، آشکارا درباره این موضوع صحبت می کردیم. دانشگاه استنفورد مکانی است با پرخاشگری منفعلانه، بنابراین این موضوع خیلی جلوی چشم نبود. اما اگر کسی مثل یک آدم نفهم رفتار می کرد، ما به آرامی از او دوری می کردیم و زندگی را برای او سخت می کردیم. ایده ما آن بود که در صورت امکان از استخدام آدم های بی شعور خودداری کنیم و اگر آدم بی شعوری از زیر دست مان در رفت و به دانشکده راه پیدا کرد، به طور جمعی با او برخورد کنیم.

 قبل از آن که درباره بقا در برابر آدم های بی شعور صحبت کنیم، ما به تعریفی مناسب از آدم بی شعور نیاز داریم. شما می توانید همچین تعریفی ارائه کنید؟

– تعاریف آکادمیک بسیاری وجود دارد، اما من آن را چنین تعریف می کنم: آدم بی شعور کسی است که باعث می شود احساس کنیم تحقیر شده ایم، ناتوان هستیم، مورد بی احترامی قرار گرفته ایم، و یا سرکوب شده ایم. به زبان دیگر، کسی که باعث می شود احساس کنید وجودتان هیچ ارزشی ندارد.

بنابراین آدم بی شعور کسی است که به دیگران اهمیت نمی دهد؟

– من بین بی شعورهای قسم خورده و موقت تمایز می نهم، زیرا همگی ما تحت شرایط نادرست می توانیم بی شعورهای موقت باشیم. من درباره کسی صحبت می کنم که پیوسته این چنین است، که پیوسته با دیگران چنین برخورد می کند. من فکر می کنم موضوع پیچیده تر از آن است که به سادگی بگوییم که آدم بی شعور کسی است که به دیگران اهمیت نمی دهد. در واقع برخی از آنها واقعا به دیگران اهمیت می دهند، آنها می خواهند که شما احساس کنید آسیب دیده اید و ناراحت باشید، آنها از این امر لذت می برند.

چه تعداد از افرادی که در پی راهبردهای بقا در برابر بی شعورها هستند، از درک این امر عاجز هستند که خودشان بخشی از گروه آدم های بی شعور هستند؟

– این پرسش مهمی است. دلیل آن که من آدم بی شعور را کسی می دانم که باعث می شود شما احساس کنید تحقیر شده اید، ناتوان هستید و غیره، آن است که شما باید در قبال آدم های بی شعور در زندگی خودتان مسئولیت پذیر باشید. برخی افراد واقعا آنقدر نازک نارنجی هستند که تصور می کنند همه آنها را می رنجانند در حالی که هیچ مسئله شخصی در کار نیست. مسئله دیگر که شما هم به آن اشاره کردید، این است که چون بی شعوری بسیار واگیردار است، اگر شخصیت شما طوری باشد که هر جا می روید، مردم واقعا با شما مثل شخصی بی ارزش برخورد می کنند و بدتر از دیگران با شما برخورد می کنند، احتمال زیاد شما کاری می کنید که این مجازات را بر می انگیزد. می توانید این امر را در رابطه با دونالد ترامپ مشاهده کنید. من نمی خواهم خیلی درباره وی صحبت کنم اما فکر می کنم این بخشی از زندگی وی است. اگر شما عملا به همه اهانت کنید، آنها نیز جواب شما را با اهانت خواهند داد.

              چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟
خب، من نمی خواهم رئیس جمهور را بی شعور بنامم اما می خواهم بگویم که تمام شرایطی که شما در کتاب خود درباره بی شعورها برشمرده اید درباره او صدق می کند.– بله، من هم او را بی شعور نمی نامم، اما با ارزیابی شما موافقم.

مطمئن ترین راه برای این که کسی تشخیص دهد که مثل فردی بی شعور رفتار می کند، چیست؟ من فرض می کنم که اکثر ما گاهی بی شعور هستیم اما ترجیح می دهیم چنین نباشیم.

– فرض ما کاملا درست است. در این باره برخی شواهد در کتاب وجود دارد که افراد اندکی معترفند که بی شعورند در حالی که بسیاری از افراد می گویند که توسط بی شعورها سرکوب شده اند. در اینجا اختلاف عظیمی وجود دارد. مهم ترین چیزی که این تحقیق درباره خودآگاهی می گوید آن است که بدترین کسی که می توان از او درباره بی شعوری کسی پرسش کرد، خود آن فرد بی شعور است و بهترین کسانی که می توان از آنها در این باره پرسش کرد، افراد پیرامون وی هستند که آن فرد را حداقل تا حدی می شناسند. اصل بنیادی: بی شعورها د ر زندگی خود به کسی نیاز دارند که به آنها بگوید بی شعور هستند.

بی شعوری راهبرد برجسته ای برای رابطه سازی نیست، اما به نظر می رسد با موفقیت شغلی هم خوانی دارد. مثلا بی شعور معروفی مثل استیو جابز را داریم. چرا چنین است؟

– بله، اگر شما در موقعیتی باشید که نوعی بازی من می برم، تو می بازی در سازمان باشد، آنگاه شما به هیچ گونه همکاری از سوی رقبای خود نیاز ندارید و بی توجهی به دیگران طوری که احساس کنند وجودشان هیچ ارزشی ندارد شاید ارزشمند باشد اما این موضوع با دو مشکل روبرو است. یکی آن که در اغلب موقعیت ها، شما عملا نیازمند همکاری هستید و ما تحقیقات بسیاری در دست داریم که نشان می دهد افرادی که دهنده هستند نه گیرنده، در دراز مدت عملکرد بهتری دارند. اگر شما بازی کوتاه مدتی انجام می دهید، آنگاه بله، بی شعور بودن ممکن است مزیت داشته باشد، اما من تا حد زیادی متقاعد شده ام که این راهبرد در اغلب موقعیت ها کارکرد ندارد.

اگر بخواهیم منصف باشیم، باید بگوییم که نمونه هایی از آدم های بی شعور در دنیای تجارت هستند که به واسطه بی شعوری خودشان متضرر شده اند. مثلا می توان از تراویس کالانیک مدیرعامل سابق اوبر نام برد.

– درست است. معمولا بی شعور بودن در دنیای تجارت با هزینه هایی همراه است. برای مثال هنگامی که فرد بی شعور به مقامات بالاتر در شرکت صعود می کند، ممکن است با بیرون راندن بهترین افراد، تخریب بهره وری و خلاقیت آنها و مواردی از این دست، سازمان پیرامون خود را نابود کند.

اجازه دهید به موضوع اصلی کتاب بپردازیم، یعنی چگونگی برخورد با آدم های بی شعور. به من بگویید که بهترین راهبرد شما برای خنثی سازی یک بی شعور چیست؟

– نخست این به میزان قدرت شما بستگی دارد و دوم به این که چقدر وقت دارید. اینها دو پرسشی هستند که شما باید قبل از هر گونه تصمیمی پاسخ دهید. با فرض این که شما قدرت هری کثیف را ندارید یا مدیرعامل نیستید و نمی توانید افرادی را که دوست ندارید به سادگی اخراج کنید، فکر می کنم از لحاظ راهبردی دو کار را باید انجام دهید. در ابتدا، شما باید شواهدی را جمع آوری کنید. همچنین باید یک ائتلاف تشکیل دهید. یکی از شعارهای من این است که باید بی شعورهای پیرامون خودتان را بشناسید. ما قبلا درباره بی شعورهای قسم خورده در برابر بی شعورهای موقت صحبت کردیم اما تمایز واقعا مهم دیگر آن است که برخی افراد، همان طور که آغاز بحث اشاره کردید، بی شعورهایی بی علامت هستند و خودشان نمی دانند که آدم هایی نفهم هستند، اما شاید نیت شان خیر باشد. در این موقعیت، شما می توانید گفتگوهای پشت پرده داشته باشید، به آرامی به آنها بفهمانید که از حد و مرزی مشخص تجاوز کرده اند. این نوعی کار ساده اقناعی است. اما اگر او یکی از آن بی شعورهای ماکیاولی صفت است که با شما همانند یک آشغال برخورد می کند زیرا بر این باور است که روش پیشرفت چنین است، در این حالت شما باید در صورت امکان سریعا از آنجا خارج شوید.

                 چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟
اجازه دهید این موضوع را ملموس تر نماییم. فرض کنیم شما کسی هستید که با رئیسی بی شعور دست و پنجه نرم می کنید. آشکارا عدم تقارن قدرت وجود دارد. بنابراین به همین سادگی نیست که به او بگویید بی شعور است. من گمان می کنم این موقعیت رایجی در بین بسیاری از خوانندگان علاقه مند به این کتاب است. توصیه شما چیست؟– پرسش نخست این است که آیا شما می توانید کار خود را ترک کنید یا به بخش دیگری انتقالی بگیرید؟ اگر شما تحت ریاست بی شعوری قسم خورده هستید، این بدان معناست که شما رنج می کشید و اگر چنین است، شما باید از آنجا بیرون بیایید. موضوع به همین سادگی است. پرسش دوم آن است که، اگر شما باید تحمل کنید، آیا می خواهید مبارزه کنید یا فقط می خواهید با این موضوع کنار بیایید؟ اگر می خواهید مبارزه کنید، به برنامه و گروه امدادی نیاز دارید. شما باید شواهد خود را گردآوری کنید و سپس شانس خود را امتحان کنید. به هر حال من به مردم می گویم که بکوشند تا حد امکان کمترین تماس را با بی شعورها داشته باشند و راهبردهایی برای انجام این کار در کتاب ارائه کرده ام. یکی از ساده ترین و در عین حال سخت ترین کارهایی که می توانید انجام دهید آن است که اصلا اهمیت ندهید. اهمیت ندادن باد یک آدم بی شعور را می خواباند. هنگامی که فرد بی شعور با بداخلاقی با شما رفتار می کند، او را نادیده بگیرید. درباره زمانی فکر کنید که شب به خانه بر می گردید و این که آن بی شعور در آنجا نیست و وجودش اهمیتی ندارد. به این فکر کنید که چگونه یک سال دیگر آن بی شعور در زندگی شما نخواهد بود، اما باز هم همان بی شعوری خواهد بود که همیشه بوده است. migna.ir

اگر فرد بی شعور، دوست یا همکار شما باشد، چه باید کرد؟ آیا این نیازمند راهبردی متفاوت است؟

– شانس خلاصی از دست آنها بیشتر است زیرا قدرت بیشتری دارید اما راه حل ساده تری برای برخورد با چنین موقعیتی وجود دارد؛ صرفا آنها را نادیده بگیرید. من در محیط آکادمیک هستم، یعنی شمار زیادی بی شعور وجود دارد که نمی توانیم اخراج شان کنیم اما می توانیم مطلقا آنها را نادیده بگیریم. ما مجبور نیستیم آنها را به رخدادها یا گردهمایی ها دعوت کنیم. می توانیم مودبانه از آنها دوری کنیم و در صورت ضرورت به آنها لبخند بزنیم اما به جز این، صرفا آنها را نادیده می گیریم. این روش ما برای برخورد با بی شعورها است اما موقعیت هایی وجود دارد که شما برای بقا شاید مجبور باشید خودتان هم بی شعور باشید زیرا هیچ راه دیگری ندارید مگر این که واکنش نشان دهید. این چیز ایده آلی نیست، اما اگر این همان کاری باشد که مجبور به انجامش هستید، باید این کار را بکنید.

آنچه گفتید کاملا به پرسش بعدی من مربوط می شود. آیا اصلا درست است که با بی شعوری یک بی شعور را از میدان به در کنیم؟

– حتما چنین است. من می کوشم تا این امر را از چشم انداز خواننده بنگرم. اگر کسی تاریخچه ای طولانی در آزار شما دارد و دارای شخصیتی ماکیاولی صفت است، تنها چیزی که وی می فهمد نمایش قدرت است. اگر چنین است، بهترین راه برای محافظت از خودتان این است که با هر آنچه در اختیار دارید مقابله به مثل کنید. ببینید برخی افراد سزاوار هستند که با آنها بد برخورد شود. مهمتر از آن، نیاز دارند که با آنها بد برخورد شود. گاهی باید با همان زبانی که یک بی شعور می فهمد، با او صحبت کنید و این بدان معنا است که باید خود را به این موضوع آلوده کنید.

               چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟
اغلب ما نمی خواهیم بی شعور باشیم اما گاهی هستیم. برای مثال، هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوم، اغلب یک بی شعور غرغرو هستم. من به این یا آن دلیل نمی خواهم از خواب برخیزم، بنابراین از رختخواب بیرون می غلطم و ۳۰ دقیقه نخست روز را همانند آدم بی شعور به این سو و آن سو می چرخم. هر روز چنین نیست، اما گاهی این اتفاق رخ می دهد و شرم آور است. بنابراین فکر می کنم پرسش من این است که، ما چگونه می توانیم بهتر جلوی گرایش های بی شعورمآبانه خودمان را بگیریم؟– نخست، چنین به نظر می رسد که شما خودآگاه هستید و این چیز خوبی است اما ببینید، موقعیت های خاصی وجود دارد که اغلب ما را به آدم های نفهم تبدیل می کند و ما باید از این نکته آگاه باشیم و بکوشیم تا تکنیک هایی برای آرام کردن خودمان پیدا کنیم. برای مثال کمبود خواب یکی از حتمی ترین راه ها برای تبدیل شدن به آدمی بی شعور است. اگر خسته هستید و عجله دارید، احتمالا یک بی شعور خواهید بود. اگر در موقعیتی خاص از قدرتی ویژه برخوردار هستید، با خطر تبدیل شدن به فردی بی شعور روبرو هستید. یکی از چیزهایی که من آموخته ام، آن است که اختلافات زیاد از لحاظ قدرت، بدترین جنبه وجود ما را آشکار می سازد. سرانجام باید خودتان را بشناسید، درباره خودتان صادق باشید و به آدم های پیرامون تان تکیه کنید تا به شما بگویند که چه موقع بی شعور هستید و هنگامی که آنها به اندازه کافی مهربان هستند که این را به شما بگویند، گوش کنید.

افلاطون در رساله جمهور این استدلال معروف را مطرح می کند که یک دیکتاتور، هر اندازه هم قدرتمند باشد، سرانجام با فاسد ساختن روح خودش رنج می کشد. شما استدلال مشابهی درباره بی شعورها مطرح می کنید، اینکه آنها ممکن است در زندگی پیروز شوند اما با این وجود به عنوان انسان می بازند.

– چه جالب، من هرگز ارتباط دیدگاه خودم را با دیدگاه افلاطون نشنیده بودم. این پرسشی نیست که من انتشار شنیدن آن از یک روزنامه نگار را داشته باشم اما حدس می زنم که این همان نظریه پرداز سیاسی سابق است که سخن می گوید. باید بگویم که من این ارتباط را دوست دارم. ما می دانیم که بی شعورها دارای تاثیری مخرب بر افراد پیرامون خود هستند. برای مثال، مطالعاتی طولی ۵ وجود دارد که تقریبا به وضوح نشان می دهد افرادی که سالیان دراز تحت ریاست بی شعورها کار می کنند، سرانجام بیشتر افسرده خواهند بود، بیشتر مضطرب خواهند بود و از سلامتی کمتری برخوردار خواهند بود. بنابراین، شواهدی قانع کننده در دست است که بی شعورها انسان هایی وحشتناک هستند که به دیگران ضرر می رسانند. من فکر می کنم شیوه ای که شما مشابهت دیدگاه مرا به دیدگاه افلاطونی توصیف کردید، بسیار زیباتر از هر آن چیزی است که من می توانم بگویم. پایان کار اگر شما یک بی شعور باشید شما انسانی شکست خورده به شمار می روید، زیرا رنج غیر ضروری را ترویج می کنید. چه چیز دیگری می توان گفت؟

نویسندگان: 
  • رابرت ساتن (Robert Sutton): استاد مدیریت دانشگاه استنفورد است و در حوزه پژوهش های مدیریتی فعالیت می کند. ساتن چندین کتاب پرفروش نوشته است.
    شان ایلینگ (Sean Illing): مصاحبه گر تارنمای ووکس است و پیش از این به تدریس فلسفه و سیاست در دانشگاه مشغول بوده است.- ترجمه علی برزگر
    هفته نامه امید جوان

اختلافات بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی جهت صدور مجوز مراکز مشاوره ای

به گزارش میگنا به نقل از مرصادنیوز، اختلاف سازمان بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی درباره صدور مجوز فعالیت مراکز مشاوره همچنان لاینحل مانده است و هر دوی آنان معقتد هستند بر اساس قانون آنان باید مرجع صدور مجوز باشند.

اختلاف بر سر این است که بر اساس قانون افراد متقاضی راه اندازی مراکز مشاوره برای اخذ مجوز باید به سازمان نظام روانشناسی مراجعه کنند یا سازمان بهزیستی؟

سازمان نظام روانشناسی متولی صدور مجوز به مراکز خدمات مشاوره ای

دکتر محمد حاتمی، مشاور عالی سازمان روانشناسی و معاون امور کمیسیون ها و نظارت حرفه ای در این باره گفت: پس از ارائه برنامه پنجم توسعه به دولت  و ابلاغ آیین نامه ساماندهی مراکز مشاوره پس از تصویب هیئت دولت سازمان ملاحظه کرد که مراکز مشاوره را برای دریافت مجوز به سازمان بهزیستی سوق دهد.
وی افزود: پس از استعلام از مجلس شورای اسلامی در بحث تطبیق قانون با امضای دکتر لاریجانی به هیئت دولت این آیین نامه لغو شد و صدور مجوز راه اندازی مراکز مشاوره به سازمان نظام روانشناسی محول شد.

دکتر حاتمی گفت: بر این مبنا هرگونه مرکز خدمات مشاوره که بخواهد مجوزی دریافت کند به سازمان نظام روانشناسی حواله داده می شود و ما به طور قطع از این موضوع عدول نخواهیم کرد.

در این میان مسئولین سازمان بهزیستی نیز مدعی این هستند که بر اساس قانون آنان متولی صدور مجوز برای راه اندازی مراکز خدمات مشاوره ای هستند.

سازمان بهزیستی متولی قطعی صدور مجوز برای راه اندازی مراکز مشاوره است

فرید براتی؛ رئیس مرکز توسعه پیشگیری سازمان توسعه کشور گفت: بر اساس قانون و در احکام برنامه ششم توسعه، صدور مجوز به طور قطع بر عهده سازمان بهزیستی است.

ظاهرا برنامه ششم توسعه ای به گونه ای تدوین شده که هریک از این سازمان ها خود را متولی صدور مجوز راه اندازی مراکز مشاوره ای می دانند.

حاتمی، مشاور عالی سازمان روانشناسی در این باره گفت: بر اساس نص برنامه ششم توسعه سازمان بهزیستی می تواند مراکزی را دایر کند اما این به معنای صدور مجوز راه اندازی نیست چه اینکه باید یکی از مراجع قانونی دراین راستا استعلام کند که این امر به سازمان نظام روانشناسی محول شده است و خود سازمان بهزیستی قادر به این کار نیست.

وی افزود: وزارت بهداشت نیز صدور مجوز احداث کلینیک و درمانگاه را برعهده یک مرجع استعلام کننده به نام نظام پزشکی قرار داده است.

ظاهرا مشاورانی که می خواهند مشاوره بدهند خودشان از مشاوره ها نتیجه ای نگرفتند هرچند معتقد به تعامل با یکدیگر هستند.

محمد حاتمی در ادامه گفت: در رابطه با رفع این اختلافات جلسات زیادی برگزار کردیم اما هنوز به یک تفاهم نامه واحد دست نیافته ایم.

بالاخره جدای از مباحث قانونی باید دید از نظر تخصصی کدام یک صلاحیت علمی لازم را برای صدور مجوز تاسیس مراکز خدمات مشاوره ای دارند.

سازمان نظام روانشناسی دارای نگاهی علمی و تخصصی تر است

دکتر حسین مصباح؛ عضو هیئت علمی و رئیس مراکز مشاوره گفت: نگاه سازمان نظام روانشناسی علمی تر و تخصصی تر است.

وی با اشاره به اینکه امروزه در دنیا یک مجموعه تخصصی راجع به مسائل مختلف نظر می دهد افزود: علی القاعده باید سازمان نظام روانشناسی به عنوان یک سازمان تخصصی برای صدور مجوز و پروانه فعالیت کند.

اگرچه سازمان نظام روانشناسی از نظر علمی و تخصصی نگاه دقیق تری دارد اما هردو سازمان بخشی از قانون را مستمسک ادعاهای خود قرار می دهند که این مساله نیازمند ورود یک سازمان بالادستی است تا یک بار برای همیشه این اختلافات حل شود.

افسردگی چگونه به مغز آسیب می‌زند؟!

اختلال افسردگی ماژور (MDD) یک بیماری روانپزشکی شایع و یکی از دلایل عمده ناتوانی در جهان محسوب می شود. بین ۲۰ تا ۲۵ درصد بزرگسالان ممکن است حداقل یک بار در برهه ای از زندگی خود افسردگی ماژور را تجربه کنند. کودکان، نوجوانان و سالمندان نیز می توانند از این شرایط رنج ببرند. 

به گزارش “پاور آو پازیتیویتی”، افسردگی ماژور یا افسردگی بالینی با خلق و خوی افسرده و گرفته در بیشتر طول روز، گاهی اوقات به طور ویژه هنگام صبح، و از دست دادن علاقه فرد به انجام فعالیت ها و روابط عادی بروز می کند، که علائم حداقل به مدت دو هفته هر روز ادامه دارند.
بنابر DSM-5، راهنمایی که برای طبقه بندی تشخیصی اختلالات روانپزشکی مورد استفاده قرار می گیرد، از دیگر نشانه های اختلال افسردگی ماژور می توان به موارد زیر اشاره کرد:
خستگی یا فقدان انرژی تقریبا در هر روز
احساس بی ارزشی یا گناه تقریبا در هر روز
ناتوانی در تمرکز، تردید
بی خوابی یا هایپرسومنیا (خواب بیش از حد) تقریبا در هر روز
از دست دادن علاقه یا رضایت برای انجام فعالیت های مختلف تقریبا در هر روز (این نشانه به طور قابل توجهی توسط دیگران قابل گزارش است)
بی قراری یا احساس کرختی
تفکرات عودکننده مرگ یا خودکشی
کاهش یا افزایش چشمگیر وزن

به رغم تلاش های صورت گرفته برای بررسی و مطالعه لایه های مختلف افسردگی، از جمله دلایل اختلال افسردگی ماژور، درک دانشمندان از افسردگی همچنان محدود باقی مانده است. انجام مطالعات در اندازه های کوچک، زیر مجموعه های بسیار افسردگی، روش های درمان مختلف، و جمع آوری و تفسیر مختلف از داده ها امکان نتیجه گیری های یکسان و یکپارچه را دشوار کرده اند.
برای غلبه بر محدودیت های پژوهش های پیشین، دانشمندان طی مطالعه ای که در نشریه Molecular Psychiatry منتشر شده است، از یک متا-آنالیز استفاده کرده که داده های ۱۵ مطالعه مختلف را ترکیب کرده است. پژوهشگران این مطالعه بر این باورند که یافته های آنها نشان دهنده دقیق‌ترین نتایج تاکنون هستند، زیرا با دلایل و اثرات نوروبیولوژی افسردگی مرتبط هستند.
تیم پژوهشی از ۸,۹۲۷ اسکن مغزی انجام شده توسط دستگاه MRI استفاده کرده اند. ۷,۱۹۹ اسکن به افراد سالم و ۱,۷۲۸ اسکن به بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور تعلق داشتند.

یافته های اصلی پژوهشگران به طور خلاصه شامل موارد زیر می شوند:
۱. بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور از حجم هیپوکامپ به طور قابل توجهی کمتر نسبت به افراد سالم برخوردار بوده اند.
هیپوکامپ بخشی از سیستم لیمبیک مغز است و نقش های مهمی در ترکیب اطلاعات از حافظه کوتاه مدت و بلند مدت، و در حافظه فضایی که ناوبری را امکان پذیر می سازد، ایفا می کند.
هیپوکامپ بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور تقریبا ۱۱.۲ درصد کوچک‌تر از افراد سالم بوده است.
۲. بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور دارای آمیگدال مغز کوچکتری نیز بوده اند.
آمیگدال بخشی بادامی شکل از نورون ها در عمق لوب گیجگاهی میانی مغز است، که نشان داده است نقش مهمی در پردازش احساسات ایفا می کند.
آمیگدال بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور تقریبا چهار درصد کوچک‌تر از افراد سالم بوده است.
۳. بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور بزرگ شدن بطن های جانبی مغز را نشان داده اند.
بطن های مغز شبکه ای ارتباطی از حفره های پر شده با مایع مغزی نخاعی (CSF) هستند. بزرگ شدن بطن های جانبی با کاهش حجم مغز پیوند خورده است. www.migna.ir
اسکن های مغزی تفاوت حدود سه درصدی در اندازه بطن های جانبی بین دو گروه از افراد مورد مطالعه را نشان داده اند.
۴. کوچک شدن مغز در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی ماژور که نشانه های بیماری در آنها پیش از سن ۲۱ سالگی پدیدار شده بود، چشمگیرتر بوده است.
۵. تشخیص زودهنگام اختلال افسردگی ماژور ممکن است برخی اثرات تغییر دهنده مغز را مهار کند.

سخن پایانی
درک اثرات افسردگی فرصتی برای درمان هدفمندتر را فراهم می کند.
همچنین، اثرات افسردگی بر مغز با درمان مناسب قابل بازگشت هستند. اخیرا دانشمندان دانشکده پزشکی هاروارد و بیمارستان مک لین دریافتند که درمان های غیر دارویی، از جمله استفاده از تمرینات شناختی، به بهبود حافظه، عملکرد اجرایی و سرعت پردازش در بیماران مبتلا به افسردگی کمک می کنند.

دوره جامع سکسولوژی بالینی

مدت دوره : ۱۰۰ ساعت
زمان شروع دوره : ۶ دی ماه
دوره تخصصی هیپنوتیزم درمانی

مدت دوره : ۲ روز
زمان : ۹ و ۱۰ آذر ماه
زوج درمانی یک جانبه

✅ ۱۶ و ۱۷ آذر
✅ پایان مهلت ثبت نام : ۱۴ آذر
کارگاه روانپویشی

مدت دوره : ۱۲ ساعت
زمان شروع : آذر ۹۶
دوره جامع تربیت درمانگر اختلالات یادگیری

مدت دوره : ۲۴ ساعت
زمان : ۱۷/۱۶/۱۵ آذر ماه ۱۳۹۶ (چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه ، در ۳ روز تعطیلی رسمی )
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT

زمان: ۱۴ و ۱۵ دی
پایان مهلت ثبت نام : ۲۸ آذر